دزدی مال و دزدی دین

گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیزگرانبهایی بود و دعایی نیزپیوست آن بود.
آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.
او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟
گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند. و من دزد مال او هستم، نه دزد دین.
اگر آن را پس نمیدادم و عقیده صاحب آن مال ،خللی می یافت؛ آنوقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.

/ 0 نظر / 8 بازدید