خشم و عشق…

مردی در حال تمیز کردن اتومبیل جدیدش بود که کودک 4 ساله اش  تکه سنگی را برداشت و  بر روی بدنه اتومبیل خطوطی انداخت. مرد آنچنان عصبانی شد که دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محکم پشت دست او زد و بدون آنکه به دلیل خشم متوجه شده باشد که با آچار پسرش را تنبیه نمود.

در بیمارستان به سبب شکستگی های فراوان چهار انشگت دست پسر قطع شد!!!

وقتی که پسر چشمان اندوهناک پدرش را دید از او پرسید "پدر کی انگشتهای من در خواهند آمد" !

آن مرد آنقدر مغموم بود که هیچ نتوانست بگوید، به سمت اتومبیل برگشت و چندین بار با لگد به آن زد، حیران و سرگردان از عمل خویش روبروی اتومبیل نشست و نگاهش به خطوطی که پسرش روی آن انداخته بود  افتاد. او نوشته بود " دوستت دارم پدر " …

 

پ.ن: بسیار بغض کردیم….

/ 3 نظر / 10 بازدید
نفيس ماندگار

يه سايت با يه محصول زيبا متفاوت دوست دارينهديه روز پدر يه كادو زيبا و ماندگار بدين؟ پس بياين

کــــافه بـ ـ ـ ـلاگـــــــ

کافه بلاگ در حال راه اندازیست. اولین پاتوق وبلاگنویسان تا چندی دیگر با حضور مدیران پرشین بلاگ و تعدادی بلاگر در تهران افتتاح خواهد شد. کافه بلاگ از میان وبلاگنویسان عضو می پذیرد . اطلاعات بیشتر در : www.coffeeweblog.persianblog.ir

رها

ناراحت کننده بود[گریه] .....حیف که من هک کردن بلد نیستم وگرنه میدونستم با وبلاگتون چیکار کنم [نیشخند]اگه مطلب اضافه نکنید .....[شیطان]تا حالا خواهش کردن چندان جواب نداد از این به بعد تهدید می کنم شاید جواب داد؟؟؟؟؟[متفکر][چشمک][نیشخند]