چرا يک مدير مشهور است؟

روباه: مي‌دوني ساعت چنده آخه ساعت من خراب شده.
شير: اوه. من مي‌تونم به راحتي برات درستش کنم.
روباه: اوه. ولي پنجه‌هاي بزرگ تو فقط اونو خرابتر مي‌کنه.
شير: اوه. نه. بده برات تعميرش مي‌کنم.
روباه: مسخره است. هر احمقي ميدونه که يک شير تنبل با چنگال‌های بزرگ نمي‌تونه يه ساعت مچی پيچيده رو تعمير کنه.
شير: البته که مي‌تونه. اونو بده تا برات تعميرش کنم.
شير داخل لانه‌اش شد و بعد از مدتي با ساعتي که به خوبي کار مي‌کرد بازگشت. روباه شگفت زده شد و شير دوباره زير آفتاب دراز کشيد و رضايتمندانه به خود مي‌باليد.
بعد از مدت کمي گرگی رسيد و به شير لميده در زير آفتاب نگاهي کرد.
گرگ: مي‌تونم امشب بيام و با تو تلويزيون نگاه کنم؟ چون تلويزيونم خرابه.
شير: اوه. من مي‌تونم به راحتي برات درستش کنم.
گرگ: از من توقع نداری که اين چرند رو باور کنم. امکان نداره که يک شير تنبل با چنگال‌های بزرگ بتونه يک تلويزيون پيچيده رو درست کنه.
شير: مهم نيست. مي‌خواهي امتحان کني؟
شير داخل لانه‌اش شد و بعد از مدتي با تلويزيون تعمير شده برگشت. گرگ شگفت زده و با خوشحالي دور شد.
حال ببينيم در لانه شير چه خبره؟
در يک طرف شش خرگوش باهوش و کوچک مشغول کارهای بسيار پيچيده بوسيله ابزارهای مخصوص هستند و در طرف ديگر شير بزرگ مفتخرانه لميده است.
نتيجه:
اگر مي‌خواهيد بدانيد چرا يک مدير مشهور است به کار زيردستانش توجه کنيد.
اگر مي‌خواهيد مدير موفق و مؤثري باشيد از هوشمندي و ارتقاء کارکنانتان نهراسيد بلکه به آنها فرصت رشد بدهيد. اين مسأله چيزي از توانمندي‌هاي شما نمي‌کاهد.
***************
به قول بيل گيتس، مديران موفق افراد باهوش‌تر از خود را استخدام مي‌کنند.

/ 4 نظر / 5 بازدید
سعید

پس چرا به من که انقدر باهوش بودم فرصت رشد ندادی مهندس ؟!؟ [زبان] راستی ، کارآموزی درست حسابی که نتونستم بیام ولی به جاش یه سورپرایز خوب دارم ، ایشالا تو تیر که اومدم بهت میگم [چشمک]

رها

[خمیازه][منتظر][عصبانی] [عصبانی][عصبانی][عصبانی]

رها

[منتظر][خمیازه]

MiMi

I LikE It